تبليغاتX
همچو ققنوسی که بر بیکرانه ها آواز می خوا

همچو ققنوسی که بر بیکرانه ها آواز می خوا

پری گپ زنه سیت و لفظ لری

پري گپ زنه سيت وه لفظ لري

خبرگزاری ایرنا گزارش را اصلاح نماید!
 
سعید چوبینه – نورآباد ممسنی  

لرم لربیدنم سیم افتخاره                        محاله دس وش وردارم محاله

خندیدم اما جز اشک چیزی به مزاج قلمم خوش نیامد. سرانجام نیز جز به اندوه و اشک به نقطه ای نرسیدم ، با خودم مرور می کنم آنجا که غول تکنولوژی جهان ، ژاپن ، پیشرفت برپایه ی بازگشت به هویت و سنن سامورایی را اصلی غیرقابل عدول می داند و بجای ساخت و نمایش فیلمهای اکشن و غیر واقع گرایانه ، اصالت سامورایی بودن را به جهان به عنوان الگویی موفق از بودن و زیستن معرفی نموده و مدام القاء می کند که در حرکتیم ، چون پا در جا پای گذشته ی خویش گذارده ایم ، عده ای در جهان سوم با تصوری بالذات اشتباه ، سیرت را ز صورت بازنمی شناسند .

دهکده ی جهانی به معنای یکسانی و یکنواختی تمامی دهکده نشینان نیست ، صرفاً تعبیری است از آن جهت که بلندگو و بوق و کرنا جای خویش را به ارتباطاتی سپرده است که منی که در نورآباد ممسنی می زیم و آنکه در نشنال جغرافیک

)Nationalg eographic) هر سال نقشه های به اصطلاح جدیدتر و کاملتری با ابداعاتی همچون خلیج عربی منتشر می کند و مرز ایران را به واسطه ی شیطنت خویش زیر زره بین غیرت و وحدت می کشاند و آنگاه پی می برد که ایران گستره ای است با وسعت جهان و ناچار زره بین به روی آمریکا خواهد افتاد ، پا عقب می گذارد و رسماً از آرشیان کمانگیر این خاک عذر می خواهد .

حتماً او مرا نیز خواهد شناخت چرا که جغرافیای لر را شناخته و محدوده ی زندگی گویش های لکی و فیلی و لربختیاری و ... را تا آنجا که توانسته به تصویر کشیده است. حالا ما دو تا همدیگر را ندیده ایم ولی خوب خوانده ایم . خوب در نقاشی ذهنمان دیده ایم . اما آنچه مرا به شگفت واداشته آشنایی او با من است و نه من با او . چه خوب دانسته کجا زندگی می کنم و از چه می گویم و با ایلم زنده ام و همسفر بهارم . و شگفت آورتر آنکه می داند چگونه حرف می زنم او برای همه گفته است که جغرافیای من ، لرزبان بوده است . او خوب فهمید که فرهنگ شفاهی لر ، با کلام لری زنده است و شناسنامه ایل به خط لری حکاکی شده .

یادم آمد جایی گفته بودم فراموشی پیش آهنگ خاموشی است . اما من خوب به یاد دارم و همه ی جوانان ایلم نیز که چه متیل ها و حکایت ها و تک بیت ها چشیدیم از سلحشوری قوم و سخنوران لری که چند صدسال پیش می زیسته اند و حکایت آنها را خوب به یاد دارند . می توانند سرداری همچو  آریو برزن را در زمین گیر کردن لشگر سکندر انکار کنند ؟ می توانند شعرهای میرنوروز را نشنیده باشند ؟ رسالت را صداقت باید و کلام را معرفت .

اندوه امانم نداد و صبرم نداد بی خوابی. باورم نمی شد تلخی زمستان چنین زود گریبانم را بگیرد و گلویم را بفشارد ولی شد. من نیز تأسف خویش را از انتشار مطلبی موهن خلاف واقع در یکی از خبرگزاریهای رسمی کشورم اعلام داشته و مدام به خود القا می کنم که نویسنده آن مطلب بدون غرض چنین اشتباه فاحشی را ثبت نموده است .

از مدیران محترم خبرگزاری ایرنا خواهشمندم که مطلب مزبور را اصلاح نمایند و از ایل بزرگ لر عذرخواهی نمایند، چرا که شهامت و صداقت از اصول بدیهی پیشرفت رسانه است، تا چه بسا اعتبار خویش را نزد این قوم بازیابد . لازم به یادآوری است که تذکر این نکته نه تنها مختص این مورد خاص بلکه هر نوع اهانت و خدایی ناکرده سوء نیت نسبت به هر قومی با هر فرهنگی ، کاری ضد فرهنگی است و صرفاً از ارزش کار پرارزش و رسالت خطیر آگاهی بخشی رسانه می کاهد . چرا که در آن حال ننویسندگی را والاتر از نویسندگی می دانیم. چنین اقدامی سابقآً در مورد پوشش مردم کرد نیز صورت گرفته بود و حال آنکه پرواضح است که حتی نمایندگان کردستان در مجلس شورای اسلامی نیز با لباس کردی حضور می یابند.

اینکه زبان لری یا به گفتار شمار گویش لری تا 10 سال آینده محکوم به زوال است بنظر خود نویسنده و مدیران بخش فرهنگی خبرگزاری مسخره آمیز نیست اینکه زبان لر در طی چندین سال گذشته شکل گرفته و چندین سال آینده نیز از بین می رود طی کدام پژوهش مردم شناسانه ی زبانشناسی ارجمند و مطلع (!؟!)این مطلب کشف شده که ما نیز خود ناآگاهیم .

چگونه و با چه جسارتی می تواند مرد کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی و کامفیروز و بخشهایی از استان بوشهر و ... را لر زبان نداند. در حالی که این مناطق از بارزترین مناطق لرنشین ایران بوده و حتی همه ی پژوهشگران غربی حاضر در آنجا نیز گفتار و بیان این مردم را لری می دانسته اند و می دانند .

در این خصوص چند مورد را اول تذکر و سپس پیشنهاد می نمایم .

1- آگاهی بخشیدن و تلاش برای شناختن فرهنگ بومی هر قوم و ثبت و ضبط آن .

2- فراهم آوردن طوماری اینترنتی در اعتراض به درج اینگونه مطالب موهن را استفاده از نظرات آگاهان به هویت و فرهنگ همه ی اقوام و طوایف .

3- فرستادن پیام اعتراض به سایت خبرگزاری ایرنا جهت اصلاح این مطلب و درج مقالات پژوهشگران لر در این زمینه .

4- نصب لوگوی مشکی در بالا یا حاشیه ی سایت و وبلاگ اهی لری در اعتراض به این مطلب در صورت عدم اصلاح آن .

5- برداشتن لینک این خبرگزاری از سایت یا وبلاگها و عدم درج مطالبی از آن خبرگزاری به هر نحو .

6- مهمترین اقدام که حق مسلم هر قومی است و آن داشتن یک خبرگزاری مستقل و دارای هویت قومی (لری).

در پایان شکواییه ی خود به قوم لر را دوباره نمی سرایم اما بر حضور و هم اندیشی و ثبت و ضبط و پاسداشت این فرهنگ تأکید دارم .

 

از آن  این داستان گفتم که امروز                  بدانی قدر و برهیچش بنازی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:4  توسط آبی  | 

چگونگی برگزیده شدن کدخدا در طوایف ممسنی

سازمان و تشکیلات ایلات وعشایر بر پایه ی چند اصل قدیمی : خانواده و دودمان و طایفه و ایل استوار بوده است.

طایفه که از بهم پیوستگی چند بنیچه همخون و نژاد و مهاجرینی که در این واحد رابطه ی سببی و نسبی با افراد آن دارند به وجود می آید را دومین واحد اجتماعی سیاسی ایل می دانند.

 

سر پرستی هر طایفه را کد خدایی عهده دار است که او از افراد طایفه و با آنان رابطه ی خون و نژادی دارد. روال معمول انتخاب کد خدا به این صورت بوده است که مجمع ریش سفیدان به انتخاب یکی از افراد طایفه که دارای خصوصیات موردنظر می باشد مبادرت نموده و سپس وی را به خان ایل معرفی می نمودند و با تایید خان به کار مشغول می گردد. صد البته که فرد انتخابی باید مورد پسند شخص خان نیز می بود.

 

هر کد خدا می بایست همانند ریش سفیدان شرایط عاطفی و دلسوزی و وظیفه ی انجام خدمت به افراد زیر دست خود را داشته باشد و نیز از کارایی و سیاست و حسن تدبیر و شجاعت بر خوردار بوده و از لحاظ مردم داری مشهر باشد تا بتواند تحت چنین صفاتی طایفه ی خود را اداره نماید.

 

اوضاع اقتصادی کد خدا شرط اولیه ی انتخاب اوست و در صورت ضعف بنیه ی مالی ریاست وی با توجه به رفت و آمد های مهمانان ایلی و خارج از ایل و همچنین پیش آ»د هایی که از طریق پرداخت مالی جهت او پیش خواهد آمد ¸حتما باید نسبتا ثروتمند بوده باشد تا از ثروت و پول خود بتواند مقام خود را حفظ کند .

 

کد خدا دومین مقام ایلی و مورد احترام افراد طایفه است ¸او به تمام مسایل سیاسی و اقتصادی افراد نظارت داشته و مشکلات داخل طایفه ای و خارج از آن را فیصله می داد و با تکیه به قدرت و حمایت افراد طایفه اش در صحنه ی سیاست ایل نقش موثری را ایفا می نمود . اومی توانست مستقیما با حکومت و والی در تماس باشد ¸با خان ایل رابطه ی دوستانه و مطیعانه برقرارکند ¸و از نظر ایمکه خان و کدخدا منافع مشترکی در طایفه داشتند ¸از نفوذ همدیگر استفاده می کردند.

 

سازمان کار گزاران کد خدا مشابه تشکیلات خان ولی با تفاوت اندکی بوده ¸او سوار و تفنگ چین و مامور و فراش محلی داشت که انتخاب آنان علی رغم دستگاه کارگزاران خان ¸از بین اقوام و کسان نزذیک او انتخاب می شدند. کد خدا سدی در برابر ا جحافات خان( به ندرت ) و مالک و حاکم بوده ¸او از تعرض دشمنان به طایفه جلو گیری می کرد و گاهی هم فدای این سیاست می شد و دشمنان با استفاده از نفاق افکنی ¸میان او و ریش سفیدان و برادرانش ¸او را از مقام خود خلع می کردند و یا قدرت او را ضعیف می نمودند .

 

شخصیت کد خدا بستگی به لیاقت و مقام انسانی او داشت و در صورت داشتن صفات لازم ریاستش مستدام وگر نه از ریاست عزل و دیگری جانشین او می گردید . درآمد کد خدا جدا از عایدات شخصی ¸از طریق حقوقی که مالک و خان و رعایا( و احیانا رشوه ای که برخی کدخدایان از دلالان یا راهزنان و سارقان) می پرداختند تامین می شد.

  

 

منبع :

 

تاریخ و جغرافیای تاریخی ممسنی- نورمحمد مجیدی کرایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:58  توسط آبی  |